[ در این وبلاگ پست های جدید در انتها قرار می گیرند ]
[ در این وبلاگ پست های جدید در انتها قرار می گیرند ]
من مدرک ادبی ندارم , مدرکی دارم بی میم , که هر آدم دیگری میتواند داشته باشد و یا دارد و یا خواهد داشت , اینکه بداند که دارد مهم است . گفتم که توجیهی باشد بر اشکالات فنی .
گذاشتن عکس از اولین کارهایی هست که هر کس بعد از به دست گرفتن یه بخشی از این دنیای وسیع ( نت ) انجام میده . منم میونه ی خوبی با عام ندارم .
( شاید نیاز به گفتن نباشه, ولی بعضی از عکسها رو عرف نمی پذیره, و خب می دونید که, منم با "این" عرف کاری ندارم . بنابراین اگر ایراد شرعی روی عکسها بذارید تاثیری نمیدم, فقط انتقاد های سازنده رو ترتیب اثر خواهم داد )
عکس های موجود در این قسمت : 110
____ ترجمه متن آهنگ Lost Control از گروه Anathema ____
____ این توهم من است یا حقیقت ؟ ____
____ زن , از بیان دکتر علی شریعتی ____
____ فیلم ( W Delta Z ) و ( CLICK ) ____
____ کشتن در راه Punish ( مجازات ) ____
____ دنیای من ( گذشته در حال _ قسمت اول ) ____
____ فیلمی دیگر و درسی دیگر ____
____ یه دکلمه دوس داشتنی با صدای پرویز پرستویی ____
____ اگر کشتی تایتانیک ایرانی بود.... ____
__ فریدون مشیری - اشکی در گذرگاه تاریخ __
__ علاقه مندی های به یادگار مانده __
حجم این فابل 224 کیلو بایت هست, که احتمال داره در آینده ی نزدیک فایلها و موضوعات اون رو تک تک واسه دانلود بذارم .
دانلود نرم افزار قرآن با ترجمه فارسی برای موبایل ( 774 kb )
دانلود نرم افزار نهج البلاغه ( فارسی ) برای موبایل ( 1MB )
" نقطه بازی " برای موبایل ( 77 kb )
بازی ای به نام " Terminator " برای تقویت انگلیسی ( 44 kb )
فرهنگ لغت ( دیکشنری ) PMD - انگلیسی به فارسی ( 1MB )
عده ای برای عده ای دیگر به خاطر آنچه خود قبول دارند و دیگری آنرا قبول ندارد, تاسف می خورند . ولی در نهایت اینها همه بازیچه اند و ما همه بازیچه هستیم .
بزرگی می گفت : انقلاب ستمديدگان را آزاد نمي كند تنها استثمارگران را عوض مي كند . ولی بدانید ما نسبت به آنچه که در اطرافمان می گذرد مسئولیم ...
بترسید از روزی که خدا به شما ایراد بگیرد و به تو بگوید آیه هایم را نشنیدی که گفتم تفکر کن, تدبر کن !!!
دنیا زیبا نیست, وقتی اونی که باهات ه با تو خندان نیست ...
عشق, آزادی, گناهه ...

عکس های موجود در این قسمت : 44
یادآوری قوانین مورفی تسکین دهنده بدبیاری و بدشانسی هاست . قانون مورفی در سال 1949 در پایگاه نیروی هوایی ادواردز شکل گرفت . مورفی مهندس هوافضا بود که روی یک پروژه کار می کرد . در یکی از سخت ترین آزمایشهای پروژه, یک تکنسین خنگ تمام سیم ها را بر عکس وصل کرد و آزمایش خراب شد . مورفی درباره این تکنسین گفت : "اگه یه راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشه, اون همون یه راه رو پیدا می کنه" و این اولین قانون مورفی بود ....
مقدمه ی من :

اگر به خانه ی من امدی برایم یک مداد بیاور.
مداد سیاه ...
میخواهم روخط بکشم تا به جرم زیبایی به قفس نیفتم !
یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم !
یک مداد پاک کن برای محو لب ها . نمیخواهم کسی به هوای سرخیشان سیاهم کند !
برایم یک بیلچه بیاور، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه درآورم
شخم بزنم وجودم را ... بدون اینها راحتتر به بهشت میروم گویا !
یک تیغ بده، موهایم را از ته بتراشم، سرم هوایی بخورد
و بیواسطه روسری کمی بیاندیشم !
نخ و سوزن هم بده، برای زبانم
میخواهم بدوزمش به سق ... اینگونه فریادم بی صداتر است !
قیچی یادت نرود،
میخواهم هر روز اندیشه هایم را سانسور کنم !
پودر رختشویی هم لازم دارم برای شستشوی مغزی !
مغزم را که شستم، پهن کنم روی بند
تا آرمانهایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت.
میدانی که ؟؟؟ باید واقعبین بود ! صداخفه کن هم اگر گیر آوردی بگیر !
میخواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب،
برچسب .... میزنندم بغضم را در گلو خفه کنم !
یک کپی از هویتم را هم میخواهم برای وقتی که عده ای به قصد ارشاد،
فحش و تحقیر تقدیمم میکنند،
به یاد بیاورم که کیستم !
ترا به خدا اگر جایی دیدی حقی میفروختند برایم بخر ... تا در غذا بریزم
ترجیح میدهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم !
و در آخر اگر پولی برایت ماند
برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند ،
بیاویزم به گردنم ... و رویش با حروف درشت بنویسم:
من یک انسانم ...
من هنوز یک انسانم ...
من هر روز یک انسانم ...!!!

عمر ما, یعنی از وقتی که به دنیا میایم, تا زمانی که می فهمیم که ما تو این دنیا هستیم, و می فهمیم که کی هستیم و کجا هستیم, تا زمانی که نفسمان میاد و میره و باصطلاح زنده ایم, دقیقا مثل یه خط کش مدرج می مونه . یه آهنگ به اسم Savin Me از گروه Nickelback
هست که اگه میوزیک ویدئو اون رو دیده باشین, میبینید که ثانیه شمار عمر هر کس بالای سرش در حالت معکوس در حال شمارش هست .
از اینا بگذریم .
فقط دیشب داشتم بصورت جدی با خودم تصور می کردم که, یه روزی هر کسی رو که میشناختی, اعم از اعضای خانواده و دوست, تا خواننده هایی که روزی دوسشون داشتیم تا بازیگران و .... همه و همه خبر رفتن از این دنیاشون رو می شنویم . خب حالا شاید پیش خودت بگی که این که جزعی از چرخه ی زندگی هست و دیگه گفتن نداره !! ولی چیزی که من رو ترسوند این بود که, من و شما الان کجای این خط کش مدرج هستیم ؟؟؟؟ اگه از 1 تا 100 باشه, و سر صد عمر ما تموم شه, ما الان روی 90 هستیم یا 40 ؟؟؟
بازم نکته ی مهمی نگفتم ؟؟ آره, چون هنوز اینا مقدمه بودن .
همه ی ترس و نگرانی من این بود که, توی این فرصت 1 تا ... ما تونستیم خوب باشیم ؟؟؟؟
ببین, اگه تا 100 باشه عمر من, و من الان روی 30 هستم, آیا نباید این لحظه که وقت بسیار دارم رو خوب باشم ؟؟؟ آیا نباید تلاش کنم که امروز مهربون باشم ؟؟ من یه روزی به 99 می رسم . چرا مغرور باشم ؟؟ یه روزی به 30 فکر می کنم . واای یه روز میبینم دیگه هیچی نیس و همه رفتن .
اونروز پایان ماست . کسی که تو دنیا مهربون نباشه, پس حتما منکر مرگ خواهد بود و فکر می کنه که فقط باید به مراسم دیگران بره و به بقیه تسلیت بگه .
این تموم شدن خیلی ترسناکه . خیلی حیفه . الان اینجا نشستم دارم می نویسم, اما یه روزی دیگه نخواهم بود . پس الان که هستم خوب باشم که دلم از رسیدن به آخر نسوزه, و فکر کنم به این که توی اون مقطع فلان دوست یا فلان آدم رو از خودم راضی نگه داشتم و اون از من خوب گفت چون از من خوب دیده بود .
واسه همین بود که تو پست .دروغ نیست. گفتم :
دنیا زیبا نیست, وقتی اونی که باهات ه با تو خندان نیست ...
هروقت خیلی خسته و بهم ریختم, این عکس رو میزارم واسه wallpaperام . یجور تسکین ه .


هیچ لذتی باقی نمانده .
زمانی که ظرف های مهربانی در درونت خالی میشود , نا مهربانی به سویت روان می گردد ....
در بیاد . فکر نکنم بتونم دست به نوشتن یه سفرنامه بزنم, ولی ...
عشق نادیده . منظورم ماشینی ه که دوسش داشتم , با اینکه فقط عکس هایی ازش دیده بودم .
آخه از این مدلا تو ایران کم دیده میشه . ولی یکی بود, که میدونستم هست, و دیشب فهمیدم که
بردن و اسقاط کردن و دیگه اثری ازش نیس ...
ماشینی که دوسش دارم اینه : ( یعنی این یه نمونه از این ماشینه )
نمیدونم این عشق من به ماشینهای آمریکایی تا چه حد برای شما قابل درک ه !!!
خیلی خیلی خیلی جای توضیح داره .........
باران, حس عجیبیست که شاید سنگ ها را هم به تغییر وا می دارد !
و تعبیر و تفسیر باران زیاد است , ولی سکوت را ترجیح می دهم


توی این پست کسایی که مورد توجهخودم هستن یا اینکه نکته ی جالبی در موردشون وجود داشته باشه اینجا نام می برم و معرفی ای ازشون میذارم .

چند وقت پیشا یه جمله ای خوندم, که میگفت اونچیزی که هستی رو به همه نگو !!
اونچیزی که هستیو, رو نکن ! توی نت که جستجو کردم دیدم همه جا به نقل از بزرگان اومده که
آنچه هستی رو نشون بده و ظاهر سازی نکن . (( یا چنان نمای که هستی، یا چنان باش که مینمایی ))
ولی منظور من دو رویی نیست . منظورم .....
تا حالا به این فکر کردی که چرا نباید اونچه که هستی رو به همه بگی ؟؟
دارم با خوشحالی اینجا رو ترک, و به لونه ی جدیدم کوچ می کنم . اونجا بساط پذیرایی بسیار بسیار بیشتر و
آبرومندانه تر خواهد بود . پس , با من همراه باشید ...
آدرس جدید وبلاگ جواد جدید, که دیگه پیرمرد نیست : Www.negaaah.blogfa.coM